مرغزن بفتح اول و سوم،دوزخ،و بعضى بمعنى گورستان گفتهاند،و بعضى بمعنى مطلق آتش گفته،و اول اصح است،سنايى گويد: بيت هيچ ننديشى كه تا خود چون بود انجام كار مرغزار آيد جزاى فعل تو يا مرغزن و امامى هروى گويد: بيت آن جهاندارى كه گشت اندر نبرد مرغزار از زخم تيغش مرغزن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1333) 
بر وزن كرگدن به معنى مرزغن باشد كه گورستان و قبرستان است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص855) 
- [بفتح ميم و غين و زاى معجمتين و سكون راى مهمله] گورستان باشد. مثالش (1)در برهان معنى ما را مقابل شما را (ضمير اول شخص جمع مفعولى) نيز دارد. (2)در برهان معنى نگهدارنده و نگاهبان نيز دارد. شمس فخرى گويد: بيت شاهى كه بر مخالف درگاه خويشتن از كينه مرغزار كند همچو مرغزن و در نسخۀ وفائى مرزغن آمده و متمسك باين بيت رودكى شده: شعر هر كه را راه بر زغن باشد گذر او بمرزغن باشد و در فرهنگ نيز مرزغن آورده و مرزغان - باضافۀ الف - نيز آمده و بمعنى دوزخ نيز آورده [1]. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1346) 
با اول مفتوح و سيم مفتوح كورستان را كويند امامى هروى كفته آن جهاندارى كه كشت اندر نبرد مرغزار از زخم تيغش مرغزن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص676) 
[اسم][فارسی] مرزغن و گورستان و قبرستان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3264) 
(اسم) گورستان. قبرستان. مرزغن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2674) 
گورستان بود.عنصرى گويد : اگر هوش دارى صف مردگان#بديدن برو زود در مرغزن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص131) 